ایلیاایلیا، تا این لحظه: 15 سال و 10 ماه و 15 روز سن داره

ایلیا

عاشق خنده هاتم

1393/10/16 22:58
نویسنده : مامان ایلیا.
642 بازدید
اشتراک گذاری

امروز از کلاس برگشتم خیلی خسته بودم ولی چند دقیقه بازی کردن با تو و صدای تو رو شنیدن تمام خستگی منو برطرف کرد.ازت پرسیدم من که نبودم دستشویی رفتی؟گفتی آره.من که میدونستم نرفتی بهت گفتم اگه دروغ بگی دماغت مثل پینوکیو دراز میشه.پرسیدی درد هم داره؟گفتم آره و خوشحال بودم از اینکه واسه راضی کردن تو یه نقشه اساسی کشیدم که یهو گفتی من میخام بینی م دراز بشه.ایراد گرفته بودی که میخای بینی ت دراز شه.برای چندمین بار از داستان های آموزنده ی کتابا کمک گرفتم و نتیجه این شد.

مثل وقتی ک کتاب بیدی بی ادب واست خریدم میگفتی دوس داری مثل بیدی باشی و کارهایی که نباید رو انجام میدادی.

یه دوست خیالی هم داری که اسم نداره و خیلی از وقتایی که توی اتاقت باخودت بازی میکنی میشنوم که با اونم صحبت میکنی.

2 تا کلمه ای که اشتباه میگی و خیلی دوس دارم یکی پیرهن هس ک میگی پینر              یکی هم مورد هس که میگی مودرمیگی میخام در مودر یه چیزی باهات صحبت کنم.

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (1)

مامان فرزانه
16 دی 93 23:24
مامان ایلیا جونم سلام میشه لطفا خواهشا به دخترم رای بدی 74 و به 1000891010 بفرستی ممنون میشم توروخدانگو ولش کن بابا به خدا به رای تو احتیاج دارم ملتمسانه ازت میخوام رای بدی مرسی از محبتت منتظرم به ماهم سر بزن خوشحال میشیم
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به ایلیا می باشد